خیام

پدرم ٢ ساعته داره بلند بلند خیام می‌خونه.

گویند بهشت و حور و کوثر باشد

جوی می و شیر و شهد و شکر باشد

پر کن قدح باده و بر دستم نه

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

عجب زبلی بوده این خیام واسه زمان خودش!!!

مادرم با سوالش افکارمو بهم ریخت: امسال واسه خودت هیچی نمی بافی؟

گفتم نه دیگه خوشم نمیاد.همون چندتا واسه تجزبه بسه. دارم فکر میکنم که از این همه آثار هنری چرا یکیش اثر من نیست؟ متفکردل شکسته

برای فرار از این افسوس اومدم پای نت دنبال اسم واسه نی نی دوستم بگردم.

یه تیکه دیگه از این خیام بگم و برم. خیلی بلا بوده طرف. اگه الان بود چه آتیشی می سوزوند!!آ دلقک

#

گویند هر آنکسان که با پرهیزند

زآنسان که بمیرند چنان برخیزند

ما با می و معشوقه از آنیم مدام

باشد که به حشرمان چنان انگیزند

 

روحش با معشوقه محشور باد!

/ 2 نظر / 10 بازدید
فرهاد

خیام شاعر بزرگی بوده. شاید اگه در زمان ما هم بود، باده می‌نوشید و تخمه می‌شکوند. این جنبه‌ی شاعر رو فقط در رباعیات گمشده‌اش میشه پیدا کرد: رنـدی دیــدم نـشــســتـه بـر بـام عـــدن یک دست به قیف* تخمه دستی به دهن گفـتم که چـکار می‌کــنی؟ گفــتا: هــیچ کــو تخـمه‌خر و تخـمه‌خور و تخـمه‌شـکـن * ظاهرا اون وختا کاغذ باطله رو به شکل قیف می‌پیچوندن و توش تخمه می‌ریختن. انصافا این تصویرسازی که در نهایت اختصار و درعین حال گویا و پر از جزئیاته فقط از خیام برمیاد. روحش سرخوش :)