وجدان کاری

باز بعد از یه کوزت بازیه طولانی توی خونه برای بار چندم در تلاشی مذبوحانه به مادرم گفتم:

- خوبه یه خانم بیاد بعضی روزا نظافت کنه  خیال باطل  خجالت 

اخماشو تو هم میکشه (اینجا قیافش بیش از خانم تناردیه شبیه مسئول غذا تو گداخونه الیور توئیست-شده که میگفت "چیییی؟ یه کاسه سوپ بیشتر؟! ) و جواب میده :

- مگه خودم چلاقم؟؟! عصبانی


و من میدونم که در ادبیات مادرم اینجا "خودم" یعنی "خودت"!

البته نیت بدی نداره فقط به وجدان کاریه من بیش از بقیه نظافت‌چی‌ها ایمان داره.

/ 1 نظر / 3 بازدید
سیما

امان از دست این اخمهای مامانها. من موندم چرا آدمو نمیزنن، والا ترسش کمتره! این ادبیات کلا مخصوص خانمهاست، مخصوصا مامانها[گل]