رباعیاتی از حامد عسگری

لبخند بزن دو چشم بارانی را

تجویز کنی نگاه درمانی را

یک شعله بخند تا به آتش بکشی

دانشکده علوم انسانی را!

 

 

***

 

 

تو ماه زلالی و کمان ابرویی

من اِندِ مرامم و صداقت‌گویی

مشکل حل است، عصر یکسر برویم

تا دفتر ازدواج دانشجویی!

 


***

 

 

از جزوه این و آن کپی می گیرم
تا با توام از زمان کپی می گیرم
رد دو لبت به روی فنجان، یعنی
از خنده نازتان کپی می گیرم!

 

 

***

 


یک شب به دلم ستاره ات می افتد
چشمان پر از شراره ات می افتد
هی با تلفوون(!) خونه تون زنگ نزن
ای دختر بد! شماره ات می افتد!

 

 

***        

 


دیروز تمام آرزوهایم سوخت
چایی خوردم، ته ته نایم سوخت
مردی آمد پی اش، سمندی بژ داشت
... خب، حدس زدی که تا کجاهایم سوخت!!


 

 

                                    " حامد عسکری"

/ 16 نظر / 304 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

عالی بود .دمتون گرم

ساکت

مثل همیشه کارای آقای عسگری عالیه

زهره

واقعا معرکه می سرایی.

نسرین

خیلی باحال بود

وحیده

عالی بود ولی کاش عکستون هم بود

دلخون

واقعا شعرهای اقای عسکری رو دوست دارم . خیلی کارشون درست و عالیه . فکر نکنم درست باشه چون من بی سوادی در مورد ایشون اظهار نظر کنم فقط میگم مرسی افرین مخصوصا به شعر بم و چای دم کن که فوق العاده اس . بی نظیره

فاطمه

اتفاقادیشب حامد عسگری میهمان دانشگاه فردوسی بود همین شعرها رو هم خوند. کلی بچه ها رو شاد کرد!![دست]

باشو

صدا کن مرا صدای تو خوب است

gandoom

اشعارت همیییییشه خواندنی ست.....عالیییییییه...!