ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

توضيح!

با تشكر از نظرات خوبتون.

با عرض پوزش از همه شما، من از دعايي كه كردم پشيمون نشدم. بايد واقع‌بين باشيم. واقعيت اين مسئله تلخه. (با دعاي من هم كه اونا از بين نميرن. اين فقط نوعي بيان احساساته، البته متاسفانه!)

اما همين من و شمايي كه دعا ميكنيم اونا رو دوباره برگردونن آيا يك ساعت وقت مي گذاريم بريم يه سري بشون بزنيم؟ منصف باشيم. مي دونيد خيلي‌هاشون فقط دوست دارن كسي رو از بيرون ببينن و براشون همين مهمه. يعني اگه شما هم همين امروز عصر يه سري بشون بزنيد خيلي خوشحال ميشن. چقدر وقت تلف ميكنيم؟؟؟ حتما بايد كسي رو اونجا داشته باشيم ؟!

وانگهي هيچكس ديگه دنبال اونا نمياد. همشون همونجا دير يا زود ميميرن. دعاهاي شيك كردن خيلي خوبه اما گاهي خيلي دور از واقعيته.

باور كنيد امكان مرگ ناگهانيشون خيلي بيشتر از برگشتشون به خونه است.يه مسئله ديگه اينكه خيلي از اين سالخورده‌ها هوش و حواسشون رو از دست دادن. زندگي خيلي سخت شده، نميشه از همه توقع نگهداري اين جور آدما رو داشت. مخصوصا اينكه بعضي‌هاشون واقعا كسي رو ندارن. و تا حالاشم با فاميل درجه دو زندگي مي كردن. مگه تو اين زندگي‌هاي مشكل تو چقدر مي‌توني از عمه خودت نگهداري كني. اگه همسر و بچه‌هات نق زدن چي؟ خيلي مسائل ديگه هم هست. براي اينه كه من همش از خدا مي پرسم زنده نگهداشتن اينا چه حكمتي داره؟ اگه براي امتحان اطرافيانشون هستن كه نتيجه امتحان مشخص شده. آخه چرا؟!

خلاصه اينكه اگه يه روز عصر با چندتا بستني و بيسكويت بريم اونجا اونا خيلي خوشحال ميشن. اونا غذاي خونگي دوست دارن. چقدر غذامون رو دور مي‌ريزيم؟

حالا يه دعاي ديگه: آرزو ميكنم اونايي كه اونجان و هنوز همه چيز رو مي‌فهمن، اونا هم هوش و حواسشون رو از دست بدن تا اينقدر احساس دلتنگي و غمگيني نكنن!