ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ٤ اردیبهشت ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

شبخوان- دوست عزیر

ممنون از اینکه وارد بحث شدی و کامنت گذاشتی.داستان رو چطور توجیه میکنی؟ اراده من با اراده اون پزشک تداخل داشت. اگر با اراده من هماهنگ می‌شد هم اونوقت اون پزشک خودش رو شکست خورده اراده دیگری یا همون تقدیر می‌دونست. نه؟

یه سوال دیگه هم برام پیش اومد: اگر اراده خدا برتر از راده ماست پس چطور به جای اینکه ما با اون همراه بشیم اراده او با ما سازگار می‌شه؟

فقط اینو میدونم که همین سبک نوشتنت خبر از اراده راسخت می‌ده. من می‌گم اراده انسان خیلی قدرتمنده و خیلی خوبه که انسان تا آخرین لحظه تلاشش رو بکنه اما متاسفانه گاهی پیش اومده که من آخر یه کاری به این نتیجه رسیدم که ای کاش می‌پذیرفتم که دیگه کاری از دستم برنمیاد و از ارادم خارج شده و این زمان باقیمانده رو صرف پذیرش عواقب فلان حادثه می‌کردم تا آماده تر برخورد کنم. از اینجای بحث خودم خوشم اومد! یه جمله هم دکتر شرعتی راجع به این مساله داره که الان حضور ذهن ندارم عین کلماتش رو بنویسم اما اگه دوستان می‌دونن بنویسن.

سپاس