وجدان کاری
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

باز بعد از یه کوزت بازیه طولانی توی خونه برای بار چندم در تلاشی مذبوحانه به مادرم گفتم:

- خوبه یه خانم بیاد بعضی روزا نظافت کنه  خیال باطل  خجالت 

اخماشو تو هم میکشه (اینجا قیافش بیش از خانم تناردیه شبیه مسئول غذا تو گداخونه الیور توئیست-شده که میگفت "چیییی؟ یه کاسه سوپ بیشتر؟! ) و جواب میده :

- مگه خودم چلاقم؟؟! عصبانی


و من میدونم که در ادبیات مادرم اینجا "خودم" یعنی "خودت"!

البته نیت بدی نداره فقط به وجدان کاریه من بیش از بقیه نظافت‌چی‌ها ایمان داره.