به مناسبت سالروز تولد زنده‌یاد فریدون مشیری (با یک روز تاخیر)!
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۳۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

وانچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی؟

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

چند سال پیش مد شده بود بچه‌های مدرسه آخر سال دفتر خاطراتشون رو بهم می‌دادن تا چند خط یادگاری توش بنویسن. من توی خیلی از این دفترا این شعر رو به عنوان یادگاری نوشتم. دوست داشتم همه این یادگار قشنگ فریدون مشیری رو ببینن و لذت ببرن. مثل خودم که چقدر از خوندنش لذت بردم و می‌برم. وقتی پدرم با یه کتاب جدید اومد خونه با اشتیاق رفتم از دستش گرفتم. دیدم نوشته مجموعه اشعار فریدون مشیری (اسم کتاب رو به یاد ندارم). تا ناهار از گلوم پایین رفت، رفتم تو اطاقم و کتاب رو تا آخرش بلعیدم!

به این شعر که رسیدم با خودم فکر کردم : "مختصر و مفید!"