به یاد احمد شاملو
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: احمد شاملو ، در این بن بست

باز ٢١ آذر و یاد احمد شاملو. یادش بخیر اون روزایی که عادت کرده بودم شعرهاش رو با صدای خودش گوش بدم. هنوز آهنگ صداش تو گوشمه: در این جا چار زندان است ... به هر زندان....

اما از بین همه شعرهایی که ازش خوندم و شنیدم شعر " در این بن بست" رو از همه بیشتر دوست دارم. به نظرم یکی از بهترین شعر نو-هائیست که تو ادبیات ما گفته شده و یه اثر جاودانه‌ست. 

---

دهان‌ات را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوست‌ات می‌دارم.
 

 

دل‌ات را می‌بویند
 
 
  روزگار ِ غریبی‌ست، نازنین
 

و عشق را
کنار ِ تیرک ِ راه‌بند
تازیانه می‌زنند.

 
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
 
در این بُن‌بست ِ کج‌وپیچ ِ سرما
 

 

آتش را
 
 
  به سوخت‌بار ِ سرود و شعر
 
 
  فروزان می‌دارند.
 
به اندیشیدن خطر مکن.
 
 
  روزگار ِ غریبی‌ست، نازنین
 

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است.
 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
 
آنک قصابان‌اند
بر گذرگاه‌ها مستقر

با کُنده و ساتوری خون‌آلود
 
 
  روزگار ِ غریبی‌ست، نازنین
 

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.
 

 شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
 

کباب ِ قناری
 

 

بر آتش ِ سوسن و یاس
 
 
  روزگار ِ غریبی‌ست، نازنین
 

ابلیس ِ پیروزْمست
سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است.
 
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
چه حالی داشتی وقتی اینو میگفتی؟!!

 
خیام
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

پدرم ٢ ساعته داره بلند بلند خیام می‌خونه.

گویند بهشت و حور و کوثر باشد

جوی می و شیر و شهد و شکر باشد

پر کن قدح باده و بر دستم نه

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

عجب زبلی بوده این خیام واسه زمان خودش!!!

مادرم با سوالش افکارمو بهم ریخت: امسال واسه خودت هیچی نمی بافی؟

گفتم نه دیگه خوشم نمیاد.همون چندتا واسه تجزبه بسه. دارم فکر میکنم که از این همه آثار هنری چرا یکیش اثر من نیست؟ متفکر دل شکسته

برای فرار از این افسوس اومدم پای نت دنبال اسم واسه نی نی دوستم بگردم.

یه تیکه دیگه از این خیام بگم و برم. خیلی بلا بوده طرف. اگه الان بود چه آتیشی می سوزوند!!آ دلقک

#

گویند هر آنکسان که با پرهیزند

زآنسان که بمیرند چنان برخیزند

ما با می و معشوقه از آنیم مدام

باشد که به حشرمان چنان انگیزند

 

روحش با معشوقه محشور باد!


 
درباره الی
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٥ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: درباره الی ، گلشیفته

در همین پست اعتراف میکنم که شعور هنریم به فیلم درباره الی نرسید.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم. هر کی این فیلم رو دیده و فهمیده چرا بهترین فیلم جشنواره ترا...نمی دونم چی چی شده و برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مردمی شده به منم بگه. بخدا کم آوردم. ٢بار هم دیدمش.

حالا خرس و کوآلای جشنواره برلین برام مفهموم بود چون کارگردانی و بازی بازیگراش خب بود اما داستان فیلم...!  نمی دونم نویسنده چی رو دست مایه این فیلم کرده بود. متفکر

بجز گلشیفته زیبارو (با اون گریون حرف زدنش که راستش داره برام کلیشه میشه) و چندتا آقای متشخص گوگولی مگولی (به چشم خواهر برادری خوشمزه چشمک) و بازی خوبشون من که چیز خاصی ندیدم.

خلاصه من تو درک برتری این فیلم کم آوردم. کلافه


 
 
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: احسان خواجه امیری

کنسرت بد نبود. کار گروهی خوبی ارائه دادن اما وقتش خیلی کم بود. تقریبا ٧۵ دقیقه.من و فری که حسابی از خجالت خودمون دراومدیم.

احسان مثل همیشه خوب خوند. کار میثم مروسی هم خیلی خوب بود. فکر میکنم متاسفانه ظاهرش کار خوبش رو کمرنگ کرده بود. خدا وکیلی شب میگفتم یعنی الان چندتا نوجوون با عشق این میثم می خوابن؟زبان

(شوخی میکنم. مردم اهواز کلا پرشورن. قبل از اینکه احسان بیاد رو سن خودشون کلی خوندن و رقصیدن. کمر مردم اینجا خوب میچرخه چشمک)

از ترانه "میدونی" لذت بردم.

تو چشمات مال من نیستو-نگات دنبال من نیستو

چشاتو دزدکی دیدم-تو قهوه ات فال من نیستو....

 

در کل شب خوبی بود.

آها راستی ترانه  "عشق میاد" هم اجرای خوبی داشت. البته اینا رو از که اسم بردم ترانه های جدید از آلبوم جدیدبود که اجرا شد. اغلب ترانه های آلبوم قبلیشو دوست دارم.

 


 
خواجه امیری
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بالاخره منم اغفال شدم. امروز دارم میرم کنسرت آقا احسان خواجه امیری! هورا

دیروز بابام شرمندم کرد. با خونسردیه تمام گفت: مردم دیوانن میرن کنسرت! ابله

با خونسردیه تمام تشکر کردم از لطفشون. (فکر کنم میدونست منم دارم میرم)

خواستم غیرمستقیم از خودم دفاع کنم: پس اونوقتا که خودتون جوون بودید میرفتید کنسرت فلانی اااا چشمک اشکال نداشت؟

- اونموقع فرق میکرد دختر . اونا که میرفتن واسه رقص و بزن و بکوب هم می رفتن.

- گفتم حالا هم میتونن برقصن خب.

- آره. حتما!!!! خنده

من که دیدم انگار بحثو باختم جهت رفع کوتی گفتم: من فردا میرقصم... خبرش بهت میرسه! چشمک

 

٢/۵ ساعت دیگه کنسرت شروع میشه. حالا کاش واقعا خوش بگذره بهمون.


 
نوش جان
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

فری: اگه بدونی دیروز ناهار چی خوردم؟ گول خوردم. واسه اولین بار خوردم.

من: از کی؟

فری: ننم!

من: چی؟

فری:رفتم خونه. گرسنم بود. اول نفهمیدم چی بود؟ وقتی همش رو با ولع خوردم خوشمزه به ننم گفتم: این کجای کی بود؟  متفکر

ننم اول نخواست جواب بده. مرموزانه میخندید. بعد گفت: ساندویچ زبون.

 اگه میدونستم کجای کیه نمیخوردم سبز

 


 
بی جنبه!
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دیروز برای اولین بار بیش از ظرفیتم شاد شدم. اینقدر شاد که مصداق این جمله معروف رو با تمام وجود حس کردم: " دوست دارم خودمو نیشگون بگیرم تا مطمئن بشم بیدارم!" باورم نمیشد که بیدارم.

منم مثل همه آدمای بسیار معمولی لحظه‌های خوب و بد زیاد داشتم. اما هرگز اینقدر خوشحال نشده بودم که نتونم باورش کنم. نتونم هضمش کنم. شادیی که از حد انتظارم بیشتر بود.

چه خوبه وقتی واقعیتی به شیرینی یک رویا برات اتفاق می افته. فقط در این مورده که بی جنبه باشی بهتره . چشمک  که مثل من چند دقیقه یکبار به خودت بگی "یعنی بیدارم؟"

خوشی غیرمنتظره عجب چیزیه!


 
یادداشت
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

تو یکی از سالنامه های قدیمی خودم این یادداشت رو دیدم: "حتما تلافی میکنم. قول میدم!"

عجیبه که اصلا یادم نمیادمخاطب کی بوده!

اما هر کی هستی ازت متنفرم!!!

(فعلا تا به یاد نیاوردم کی هستی فقط همین از دستم برمیاد! )قهر

اما خدایی شاید کارش خیلی هم بد نبوده که یادم نمونده ها چشمک