ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

A request from Nancy Ajram ,

 You are not allowed to enter nancy ajram official website , because you are from Dirty country (Iran)

 So Go Away and dont try again !

 

Lebanon Master NET

این پیامی است که هنگام ورود به سایت رسمی نانسی عجرم مشاهده می کنید.

قابل توجه خانوما و آقایونی که عکسای نانسی عجرم رو تو گوشیاشون دارن و با افتخار به عنوان زمینه صفحه نمایش گوشیشون ازش استفاده میکنن!

 نمی دونم چرا بعضی جوونای ایرانی اینقدر غریب پرست و مشهور پسندن. فکر نمیکنم جوونای کشور لبنان عکس خواننده های ما رو داشته باشند. اگه از نظر صدا بگیم که خواننده های اونا با خواننده های ما قابل مقایسه نیستند و حداقل می تونم بگم در حد اونا زیاد داریم. اگه از نظر زیبایی باشه هم که .. چه عرض کنم! نانسی عجرم با ۱۹ عمل زیبایی روی صورتش .... آخرشم...!

از اینا بگذریم اون اینقدر ایرانی ها رو خوار می دونه و ما اینقدر عاشقشیم.مضحکه. این دختر اینقدر فهم و شعور نداشته که حداقل بفهمه همه مثل هم نیستن و تا کسی رو نشناسی حق توهین نداری. طرف فکر کرده تو جبهه جنگه که هر کی رو دیدی با اسم دشمن باید بکشیش؟ ! 

می خوام ببینم آیا بازم پشت تاکسی ها  اسم و عکسش رو می بینم؟  

ای کاش وقتی می خوایم برای کسی بطور مجانی تبلیغ کنیم یه کمی به کارمون- معنی کارمون و انگیزمون فکر کنیم. یادمون بیاد طرف به چی مشهوره؟ برای چی مشهور شده؟ ما چرا مشهورترش می کنیم؟ چقدر برامون ارزش داره؟ و مهمتر از همه اینکه آیا به عنوان یک فرد از میلیون ها انسان ما برای اون شخص چه ارزشی داریم.

به امید اون روز 


 
 
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

گوته می گوید:

 «اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»، «اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»، «اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»، «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»، «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»، «اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداری»، برو بمیر که هیچ نداری


 
 
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱٩ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم : نخست ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.دوم ، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ، می پرید. سوم ، آن گاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید. چهارم ، آن گاه که گناهی مرتکب شد و با بادآوری این که دیگران نیز همچون او دست به گناه می زنند ، خود را دلداری داد. پنجم ، آن گاه که از ناچاری ، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست. ششم ، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب های خودش بود. هفتم ، آن گاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.

 

(جبران خلیل جبران)


 
 
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
درویشی قصه زیر را تعریف می کرد.
یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشقو محبت پشت سر گذاشته بود
.
وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است آدم مهربانی مثـل او حتما ً به بهشت می رود.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کیفیت فراگیر نرسیده بود و استـقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.
فرشته نگهبانی که باید او را راه می داد نگاه سریعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به جهنم فرستاد.
در جهنم هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود.
مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .
چند روز بعد شیطان با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:
این کار شما تروریسم خالص است!
نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید:چه شده ؟
شیطان که از خشم قرمز شده بود گفت
:
 
آن مَرد را به جهنم فرستاده اید و آمده وکار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسیده
نشسته و به حرف های دیگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در
جهنم با هم گفت و گو می کنند یکدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند
.
جهنم جای این کارها نیست! لطفا ً این مَرد را پس بگیرید!!
وقتی قصه به پایان رسید درویش گفت:
"با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند"

 
 
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

در میان هر سیب ,دانه ها محدود است,در دل هر دانه, سیب ها نامحدود....
چیستانیست عجیب!!!!

دانه باشید نه سیب


 
 
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٦ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

هر کودک با این پیغام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان ناامید نشده است!


 
 
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

مرگ از زندگی پرسید : " این چه حكمتی است كه باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه كنم ؟! "

زندگی لبخندی زد و گفت : " دروغ هایی كه در من نهفته است و حقیقت هایی كه تو در وجودت دارد!


 
 
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
ابلیس و انواع طنابها


مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.

ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.

کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟

جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.

طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ،

طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:

اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

مرد گفت طناب من کدام است ؟

ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم،
خطای تو را به حساب دیگران می گذارم ...

مرد قبول کرد .

ابلیس خنده کنان گفت :

عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!

 
 
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه ای بفرستد، آن را در مشکلی می پیچد . هر چه مشکل بزرگتر باشد، هدیه هم بزرگتر است.

 
 
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

قدر عشق را بدان . زیرا هر کس قادر به تحمل رنج‌های عشق نیست. خداوند مروارید عشق را در دل هر صدفی قرار نمی‌دهد و لیاقت عاشق شدن را هر کسی ندارد. عشق آنقدر ارجمند است که باید منزلت آن حفظ شود.

کتاب: عشق پاک

(اینم برای تو عارفه جون که خواسته بودی)


 
 
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

اولین باری که عاشقت شدم یادته؟

من یه کرم سیب بودم و تو کرم ابریشم. من به تو قول دادم که دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو قول دادی دور خودت پیله نزنی.

ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم. تو هم از غصه دور خودت پیله بستی.

حالا دومین باره که عاشقت شدم ولی من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل. تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیبایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده!


 
 
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

سلام

نظرتون راجع به فال - ‌طالع‌ بینی - کف بینی و بطور کلی پیشگویی چیه؟

آیا به چنین چیزایی اعتقاد دارید؟ لطفا اگه نظر میدیدن و تجربه ای هم دارین بنویسید.

به نظر خود من این قدرت پیش‌بینی اتفاقات آینده رو خداوند تا حدودی در اختیار بعضی افراد قرار داده (توجه کنید بعضی از افراد نه هر کسی که میشینه یاد میگیره فلان شکل تو قهوه به چه معنیه) و اونا با توجه به حسی که با دیدن فرد بشون دست میده و سوالایی که میکنن می تونن تا حدودی آینده اون شخص رو پیش گویی کنن. البته اینهم مثل علم پزشکی درصد داره. مثلا شما وقتی به پزشک مراجعه میکنید همیشه چند درصد احتمال خطا وجود داره. اما با اینحال هیچوقت این علم رو رد نمی کنید.  اما اینکه آیندت توی اون قهوست یا توی تفاله های چائیه نوبره!

ما هر کدوم یه مقدار حس پیش بینی داریم که گاهی اوقات فعال میشه. شاید شما هم اینو تجربه کرده باشید. در طول تاریخ پادشاهان بزرگ برای پیش بینی وقایع مثلا نتیجه جنگها از این پیش گوها استفاده می کردن.شو.اهد این مسئله رو درست به خاطر ندارم اما میشه با یه سرچ پیدا کرد.حتی در کشورهای پیشرفته امروزی بعضی از پلیس های باتجربه از وجود این افراد کمک می‌گیرن. تعداد افرادی که این قابلیت رو دارن بسیار محدوده ولی متاسفانه اشتیاق شدید ما نسبت به دونستن آینده باعث شده افراد زیادی از این راه امرار معاش کنن و سر خلق الله رو ....

یه مسئله دیگه اینکه یادتون باشه وقتی یه پیش‌گو از شما سوال میکنه بهش درست جواب بدین و سعی نکیند گمراهش کنید چون اونوقت باید انتظار پاسخ‌های نادرست رو هم داشته باشید. یه دکتر با معاینه و سوالهایی که از بیمار میکنه بیماری رو تشخیص میده. مثلا اگه شمک رو فشار داد و با وجود درد شدید گفت شکمم درد نمیگیره آیا اون پزشک منجرف نمیشه؟؟ مسلما یه پیشگو هم باید اطلاعات درست داشته باشه. باید تا حدودی شما رو بشناسه تا بتونه براتون یه آینده ببینه. و مطمئن باشید آدمی که بدون سوال کردن (حداقل سوالهای جزیی) از آیندتون کلی حرف داره مشکوک تره.

ادامه دارد....


 
 
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

هرگز مپندار که دو کبوتر عاشق را می‌توانی از هم جدا سازی

زیرا اگر این کنی حتما هر دو می میرند و تو شرمنده خداوند خواهی شد!

چون خداوند یار و یاور عشاق است و آنان را بسیار دوست دارد!

(منبع: کتاب عشق پاک- نوشته دکتر غبیشاوی)


 
 
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

فردا-ای فردای سیاه!

 فردا روزی خواهد بود که احساسات یک دختر بیچاره ی تباه حال را قربان اراده خواهند کرد.

فردا روزی خواهد بود که مرا گوسفندوار به سلاخ خانه ی تحکم خواهند کشید.

...

فردا آنچه را از روز ازل برای من بینوا قسمت کرده اند نصیب من خواهد شد.

 ...

 سفاهت را ببینید!

ظلم را تماشا کنید!

ای بیهوده ازدواج!

ازدواج اجباری!

 ازدواج روح گداز!

(روزگار سیاه-عباس خلیلی)


 
 
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است: :

 

« كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم .

 بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغييردهم .

بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم .

 در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم .

 اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ،

شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!
 
 
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

برای کشف اقیانوس‌های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید. این جهان جهان تغییر است نه تقدیر.

(تولستوی)